+
نوشته شده در جمعه 1388/03/29ساعت 10:48 بعد از ظهر توسط mmk
|
خدايا! روحم از شدت درد ميسوزد، قلبم ميجوشد، احساسم شعله ميكشد، و بندبند وجودم از شدت درد صيحه ميزند، توبه من آرامش بده خسته ام، دلشكستهام، احساس می کنم آن بنده ای نبودم که توانسته باشم رسالت بندگی خودرا انجام دهم احساس خوبی ندارم زمان گذشته ومن هنوز دروادی اولم الهی! می بینی و می دانی و برآوردن می توانی. الهی! عمر برباد کردم و بر تن خود بیداد کردم، گفتی و فرمان نکردم، درماندم و درمان نکردم. الهی! با غم و حسرتم و بی تو به حیرتم، در زندان محنتم، بسته ی مشیتم. 09133369961