تبليغاتX
یادی از آفتاب

یادی از آفتاب

از غم جدا مشو که غنا می دهد به دل ---- اما چه غم غمی که خدا می دهد به دل

لای برگای کتابا ، دنبالِ خودت نگرد

تو غبارا تو سرابا ، دنبالِ خودت نگرد

گم نکن خودت رو تو دنیای تردید و دروغ

زیر آوارِ نقابا ، دنبالِ خودت نگرد

باورش کن منِ تازه خودِ خودِ توِءِ

اون غریبه که بلای جون تو شده توِءِ

صورتت برات نقابه ، خودتو نشون بده

اون که تن میده به هر نقابی توِءِ

گاهی وقتا آئینه هم دروغ میگه

گاهی وقتا صورتت مال تو نیست

گاهی حتی توی آینه خودتو،

اشتباه میگیری با یکی دیگه...

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/04/31ساعت 6:38 قبل از ظهر توسط mmk |


 

خدابا مرا ببخش که نادانی کرده ام

مرا که دعاهای ناگهانی کرده ام

خدایا مرا ببخش که خوشیهایم را نهانی کرده ام

مرا که با فریب و ریا شادمانی کرده ام

خدایا مرا ببخش که بی حد جوانی کرده ام

مرا که باندازه دنیا ناتوانی کرده ام

خدایا تو که از همه با خبرتری

مرا ببخش که دنیا را گرفتم سرسری

مرا که روز و شبهایم مطهر نبود

مگر جای تو کنارم معطر نبود؟

مرا ببخش و از جسم رهایم کن

ببخش و به رنگ عشق صدایم کن

+ نوشته شده در جمعه 1387/04/28ساعت 6:11 بعد از ظهر توسط mmk |


یار من،‌ دلدار من،‌ غمخوار من
 مایه ی امید قلب زار من

دوریت امشب روانم تیره کرد
 لشکر غم را به جانم چیره کرد

 ز آتش اندوه ، جانم پاک سوخت
این دل رنجیده ی غمناک سوخت

روزگاری با تو روزی داشتم
در دل از عشق تو سوزی داشتم

چون شد آن ایام نغز دلپسند؟
چون شدی تو همدم مشکل پسند؟

 امشب از هر شب جهان زیباترست
 چادر الماس دوزش محشر ست

 گفته ام محشر ، مکن با من ستیز
 آسمان کرده ست گویی رستخیز

رستخیزی بی گزند دواری
محشر زیبایی و افسونگری

از خلال قطعه یی ابر سیاه
نقره پاشان می درخشد قرص ماه

 زیر نور او درختان بلند
 هستشان بر سر مگر سیمین پرند

تار و روشن ،‌شاخه های سرو و بید
همچو قلب من پر از بیم و امید

موج های سبزه از باد شمال
 نقش پردازان امواج خیال

هر طرف آیاتی از خوشحالی است
 زین میان جای تو تنها خالی است

بوی پیچک ها مرا بی تاب کرد
پلک هایم آرزوی خواب کرد

 خواب گفتم ،‌ آه این افسانه بود
 بی تو و دور از تو خوابم کی ربود؟

 مرغکان با نغمه مستم می کنند
 بی خبر از بود و هستم می کنند

وین نسیم خوش چو غوغا می کند
 دفتر اندیشه را وا می کند

دفتر ایام نغز رفته را
خاطرات این دل آشفته را

صفحه صفحه می گشاید در برم
کز گذشت عمر خود یاد آوردم

 دیده ام شب های روشن بی شمار
لیک در خاطر ندارم یادگار

 لحظه یی بهتر از آن هنگام ها
 کز لبانم می گرفتی کام ها

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/26ساعت 11:32 بعد از ظهر توسط mmk |


 

  علي مولاي مظلومان عالم

 

 

 

بگو از نارفيقان چون بنالم

از آن شامي که سر در چاه کردي

 
 

مرا از درد خويش آگاه کردي

طنين ناله در افلاک افتاد  
   تمام آسمان بر خاک افتاد
پر و بال تو ((زهرا)) را شکستند  
   تو را با ريسمان فتنه بستند
کدامين شب از آن شب تيره تر بود  
  که زهرا حايل ديوار و در بود
زمان بر سينه خود سنگ مي کوفت  
    زمين از داغ زهرا شعله ور بود
تو مي ديدي ولي لب بسته بودي  
   که آيين محمد در خطر بود؟
ندانستم که در چشم حقيقت  
   کدامين مصلحت مد نطر بود
گلويت استخواني اتشين داشت  
  که فريادت فقط در چشم تر بود؟
فداي تيغ عريان تو گردم  
  کسي آيا زتو مظلوم تر بود؟
مه خورشيد طلعت کيست؟ زهرا  
   چراغ شعله خلقت کيست ؟ زهرا
پس از زهرا علي بي همزبان شد  
  اسير امتي نامهربان شد
علي تنهاست در يک قوم گمراه  
   زبانش را که مي فهمد به جز چاه
پس از او کيسه نان و رطب کو  
   صداي ناله هاي نيمه شب کو
خدايا کاش آن شب بي سحر بود  
  که تيغ ابن ملجم شعله ور بود
اذان گفتند و ما در خواب بوديم  
  علي تنها به مسجد رهسپر بود
در آن شب تا قمر در عقرب افتاد  
  غم عالم به دوش زينب افتاد
فدک شد پايمال نانجيبان  
  علي لرزيد و در تاب و تب افتاد
يقين دارم به جرم فتح خيبر  
   فدک در دست ال مرحب افتاد
علي جان کوفيان غيرت ندارند  
  که فرمان تو را گردن گذارند
علي جان کوفيان با کياست  
  جدا کردند دين را از سياست
بنام دين سر دين را شکستند  
   دو بال مرغ امين را شکستند

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/26ساعت 1:6 قبل از ظهر توسط mmk |


شهر شب شاهدش تنها خداست

 

هر که بارش بر زمین افتاده است

 

یا که غصه یاد او آزرده است

 

مرهم و درمان دردش یاد او...

 

یاد خداست

 

چون که او مهربا ن و صاحب و

 

تنها خداست

 

من دلم را برده بود تلخی و سرمای شب

 

حال دلم آسوده است

 

که صاحب کابوس و رویاها خداست

 

شاهد خوبی خداست

 

او که نور است و حضور است و بزرگ است

 

او خداست

 

او که دور است وقت معصیت ها

 

یا که حاضر وقت خوبیها

 

یا که ناظر بر شام تار غصه ها

 

او خداست

 

او که عشق را معنی می کند

 

او خداست

 

من دلم را برده بود صاحب یک عشق ناب

 

حامیم یاورم تنها کسم تنها خداست

 

تا رود از یاد من

 

صاحب یک عشق ناب

 

تنها خداست

 

شانه های خسته ام....

 

بارهای زندگی....

 

یار من یاور من تنها خداست.

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/04/24ساعت 11:52 بعد از ظهر توسط mmk |


خدا اشاره کند او ظهور خواهد کرد


کسی که قلب زمین را صبور خواهد کرد


کسی که مثل کسی نیست جمعه می آید


و این به ذهن شما هم ظهور خواهد کرد


تمام عقربه ها با شتاب می چرخند


زمان دوباره خودش را مرور خواهد کرد


دو دست معجزه آسای او ولی روزی


ترانه های مرا پر ز شور خواهد کرد


درست لحظۀ تحویل سال می آید


و چشم آینه را غرق نور خواهد کرد


نگاه پنجره اما هنوز بارانی است


امام آینه ها کی عبور خواهد کرد

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/04/23ساعت 11:11 بعد از ظهر توسط mmk |


از کدام آرزویم برایت بنویسم؛ ای تمام آرزویم. که تمام آرزوهایم رنگ و بوی تو را گرفته اند، از اینکه می خواهم تو باشی و مرا هم در خیل کربلاییان بپذیری و آنگاه که در بین الحرمین حیران مانده ام که رو به سوی کدام حریم بروم نگاه کنم و ببینم تو به کدامین سوی می روی.
از اینکه می خواهم اگر تنها یک روز از عمرم مانده همان یک روز، روز آمدن تو باشد.
از اینکه اگر مشیت الهی چنین بود که در دل خاکهای سرد زمین جای بگیرم و تو را ندیده بار سفر ببندم، شب اول قبرم که سخت ترین لحظۀ من است به دیدنم بیایی و بگویی: او را به من ببخشید.
از اینکه جسم بی مقدارم را با تمام عصیان ها و آلودگی ها رو به روی گنبد فیروزه ای مسجد جمکرانت به خاک بسپارند که تا روز قیامت هم من چشم از آن گنبد برندارم و هم تمام آنهایی که عاشقانه برای دیدن تو می آیند پا بر سنگ قبر من بگذارند و اگر قطرۀ اشکی می ریزند بر مزار من جاری کنند تا شاید همان اشکها لحظه های جهل و غفلت مرا با خود بشوید و ببرد.
از اینکه زودتر بیایی و رحمی بر خستگی، دلتنگی و غربت منتظرانت کنی.
یا از اینکه... . من مانده ام و همین یک آرزو که نه گفتنش بر من رواست و نه اجابتش از مهربانی و بزرگی تو بعید و من اجابت این یک آرزو را از تو می خواهم.
آری! همۀ آرزوهای من یعنی تو و تو یعنی همۀ آرزوهای من، ای منتهای آرزوی دل تنگم.
خدایا! تو کریم تر از آنی که در شب لیلة الرغائب دستهایی را که تنها برای یک آرزو رو به سوی تو آمده اند تهی برگردانی.
خدایا! از عمر من آنچه بر جای مانده است بستان و از روزهای غیبت امامم بکاه که به خدا می ترسم دلهای صبور دگر تاب منتظر ماندن را از دست بدهند.

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/04/23ساعت 1:37 قبل از ظهر توسط mmk |


 

از زندگانیم گله دارد جوانیم

                               شرمنده ی جوانی از این زندگانیم

دارم هوای صحبت یاران رفته را

                               یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم

پروای پنج روز جهان کی کنم که عشق

                               داده نوید زندگی جاودانیم

چون یوسفم به چاه بیابان غم اسیر

                               وز دور مژده ی جرس کاروانیم

گوش زمین به ناله من نیست اشنا

                               من طایر شکسته پر اسمانیم

گیرم که اب و دانه دریغم نداشتند

                              چون میکنند با غم بی همزبانیم

ای لاله بهار جوانی که شد خزان

                              از داغ ماتم تو بهار جوانیم

گفتی که آتشم بنشانی ولی چه سود

                              برخواستی که بر سر آتش نشانیم

شمعم گریست زاربه بالین که شهریار

                             من نیز چون تو همدم سوز نهانیم

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/04/23ساعت 1:19 قبل از ظهر توسط mmk |


 

 

بمون ولي به خاطر غرور خسته ام برو

 

برو ولي به خاطر دل شكسته ام بمون

 

به موندن تو عاشقم به رفتن تو مبتلا

 

شكسته ام ولي برو ، بريده ام ولي بيا

 

چه گيج حرف مي زنم ، چه ساده درد مي كشم

 

اسير قهر و آشتي ميون آب و آتشم

 

چه عاشقانه زيستم چه بي صدا گريستم

 

چه ساده با تو هستم و چه ساده بي تو نيستم

 

تو را نفس كشيدم و  به گريه با تو ساختم

 

چه دير عاشقت شدم چه ديرتر شناختم

 

تو با مني و بي توأم ببين چه گريه آوره

 

سكوت کن سکوت کن سكوت حرف آخره

 

ببين چه سرد و بي صدا ببين چه صاف و ساده ام

 

گلي كه دوست داشتم به دست باد داده ام

 

بمون كه بي تو زندگي تقاص اشتباهمه

 

عذاب دوست داشتن تلافي گناهمه

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/19ساعت 6:57 بعد از ظهر توسط mmk |


I dreamed , I had an interview with god
خواب ديدم .در خواب با خدا گفتگويي داشتم

God asked
خدا گفت

So you would like to interview me
پس مي خواهي با من گفتگو کني؟

I said ,If you have the tim
گفتم اگر وقت داشته باشيد.

God smiled
خدا لبخند زد

My time is eternity
وقت من ابدي است.

What questions do you have in mind for me
چه سوالاتي در ذهن داري که مي خواهي از من بپرسي؟

What surprises you most about human kind
چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي کند؟

God answered
خدا پاسخ داد:

That they get bored with child hood
اين که آنها از بودن در دوران کودکي ملول مي شوند،

They rush to grow up and then
عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد،

long to be children again
حسرت دوران کودکي را مي خورند.

That they lose their health to make money
اينکه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول مي کنند ،

and then
و بعد

lose their money to restore their health
پولشان را خرج حفظ سلامتي مي کنند

That by thinking anxiously about the future
اينکه با نگراني نسبت به آينده

They forget the present
زمان حال را فراموش مي کنند.

such that they live in nether the present
آنچنان که ديگر نه در حال زندگي مي کنند

And not the future
نه در آينده

That they live as if they will never die
اين که چنان زندگي مي کنند که گويي ، نخواهند مرد.

and die as if they had never lived
وآنچنان مي ميرند که گويي هرگز نبوده اند.

God's hand took mine and
خداوند دستهاي مرا در دست گرفت

we were silent for a while
و مدتي هر دو ساکت مانديم.

And then I asked
بعد پرسيدم

As the creator of people
به عنوان خالق انسانها

What are some of life lessons you want them to learn
مي خواهيد آنها چه درسهايي از زندگي را ياد بگيرند ؟

God replied , with a smile
خداوند با لبخند پاسخ داد :

To learn they can not make any one love them
ياد بگيرند که نمي توان ديگران را مجبوركرد
به دوست داشتن خود

but they can do is let themselves be loved
اما مي توان محبوب ديگران شد.

T o learn that it is not good to compare themselves
to others.
ياد بگيرند که خوب نيست خود را با ديگران مقايسه کنند

To learn that a rich person is not one who has the
most,
ياد بگيرند که ثروتمند کسي نيست که دارايي بيشتري دارد.

but is one who needs the least.
بلکه کسي است که نياز کمتري دارد.

To learn that it takes only a few seconds to open
profound wounds in persons we love
ياد بگيرند که ظرف چند ثانيه مي توانيم زخمي عميق، در دل
کساني که دوستشان داريم ايجاد کنيم،

and it takes many years to heal them
ولي سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التيام يابد.

To learn to forgive by practicing for giveness
با بخشيدن بخشش ياد بگيرند.

T o learn that there are persons who love them
dearly.
ياد بگيرند کساني هستند که آنها را عميقا دوست دارند.

But simly do not know how to express or show
their feelings.
اما بلد نيستند احساسشان را ابراز کنند يا نشان دهند.

T o learn that two people can look at the same
thing,
ياد بگيرند که مي شود دو نفر به يک موضوع واحد نگاه کنند،

and see it differently.
اما آن را متفاوت ببينند.

To learn that it is not always enough that they be
forgiven by others.
ياد بگيرند که هميشه کافي نيست ديگران آنها را ببخشند.

The must forgive themselves.
بلکه خودشان هم بايد خود را ببخشند.

And to learn that I am here
و ياد بگيرند که من اينجا هستم

ALWAYS
هميشه

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/04/17ساعت 6:43 قبل از ظهر توسط mmk |


خدايا! روحم از شدت درد مي‏سوزد، قلبم مي‏جوشد، احساسم شعله مي‏كشد، و بندبند وجودم از شدت درد صيحه مي‏زند، توبه من آرامش بده
خسته ‏ام، دل‏شكسته‏ام، احساس می کنم آن بنده ای نبودم که توانسته باشم رسالت بندگی خودرا انجام دهم
احساس خوبی ندارم زمان گذشته ومن هنوز دروادی اولم
الهی! می بینی و می دانی و برآوردن می توانی.
الهی! عمر برباد کردم و بر تن خود بیداد کردم، گفتی و فرمان نکردم، درماندم و درمان نکردم.
الهی! با غم و حسرتم و بی تو به حیرتم، در زندان محنتم، بسته ی مشیتم.
09133369961


HOME
E-Mail
Night Skin


LinkDump

جواب مسابقات
دوربین
در مورد عکاسی2
عکاس -سلیمی
در مورد عکاسی
دید افزار(دوربین)
فوتو بلاگ
کتاب2
کتاب
ذن عکاسی-جواد منتظری
آرشیو پیوندهای روزانه


Archives

88/08/01 - 88/08/30

88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30
85/09/01 - 85/09/30
85/08/01 - 85/08/30
85/07/01 - 85/07/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
85/03/01 - 85/03/31
85/02/01 - 85/02/31
85/01/01 - 85/01/31
84/12/01 - 84/12/29


Links

راسخون
مسابقه آفتاب حسن
قالب مذهبی
90
سایت یاری
abere piyade
آلاچیق
مسابقه بهترین وبلاگ
ساحل نشین اشک
نسیم قدس
قالبهای وبلاگ جدید جدید
حضرت عبد العزیم
محیط زیست
فرزند کویر
پخش زنده حرم امام حسین علیه السلام
گلهای یورو 2008
اندیشه الهی
دلتنگ کربلا
مذهبی
ورود با کفشهای سیاه ممنوع
کد آهنگ 3
آشیانی از حریر
وبلاگ ادبی
من و دل
اصفهان
پیش بینی لیگ
تصاویر هولناک
نسیم کویر
kode ahangggggggg
تسنیم
درسهایی از قرآن
کد جاوا
مجلس8
سوالات ریاضی
بوشهر
همه چیز
مطالب جالب
برترین کلیپ ها و قالب
قالب وبلاگ جدید
کد آهنگ,قالب وبلاگ
مذهبی
مذهبی2
مسایقه غدیر
ایران تراک
بیمه ایران
دام آوران
قالب وبلاگ2
جن
یا حسین(ع)
تلاوت
راهیان نور
سایت زبو
میلیونر
فلیکر
نسیم رضوان
پارس
راز اشک(نیما)
مداحی 86
افجد
کلبه شعر
استقلال
ناگفته های دل-انتظار
طریق عشق(s-n)
ماه
آموزش ایرانیان
قالبهای وبلاگ
فیلتر شکن
http://ezba.678host.com
clipppp
فیلتر شکن3
برای وبلاگ
کتاب
اشک
هدیه ایران
kodeee java bara weblog
پرداخت قبوض آب برق تلفن و موبایل
ساحل نشین قلب تو
hakkkkkkkkkk
90
گفتمان
کانون وبلاگ نویسان
جشنواره آخرین منجی
تو بگووووووووووووووو
باشگاه سپاهان
سحر
مسابقه شبکه جام جم
کان.ن وبلاگ نویسان مذهبی
ترانه سرا
didane afrad dar yahoo
clipppppppppppppppppppppppppp
clippppppp22222222222222222
آفتاب
درسهایی از قرآن
کلیپپپپپ
کد آهنگ مداحی
بچه های قلم
نیازمندیها
بشارت رضوان
مسابقه قرآنی
بانک رفاه
بسیج صنایع و معادن
سایت عکس
کلیپ و حوادث
ღ♥ღفریاد بی صداღ♥ღ
کلیپ نواااااااااااااا
سایت نفوذ گر
antennnnnnnnn
anten2
clip mazhabi
filter shekan
mahvareeeee
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :