تبليغاتX
یادی از آفتاب

یادی از آفتاب

از غم جدا مشو که غنا می دهد به دل ---- اما چه غم غمی که خدا می دهد به دل

یک روز، صبح زود، ازل بود یا ابد                                 فرقی نمی‎کند، سر این راه نا بلد

پا کردم عقل را و بسی راه، دور شد                           نزدیک بود گم کنم کفش بی خرد

یکروز، صبح زود رسیدم که: اَلسلام                           یک روز صبح، جای صنم گفتم: الصمد

عیسی که نیستی پدر تو امام بود                            این بار چندم است که گهواره حرف زد؟

ای آب نون هال که یک قطره‎ی شما                          کافیست در شکستن اندام پیر سد

تو آن ستاره‎ای که تمام منجمان                              حتی نکرده‎اند شبی هم تو را رصد

نام تو چیست؟ کودک موسی؟ نه؟ گــُل؟ نه؟ سیب؟                جایت کجاست؟ باغچه؟ گهواره؟ یا سبد؟

دریا کنار مرقد تو موج می‎زند                                   ماهی و پادشاهی تو حکم جزر و مـد

از یک شروع می‎شوی و هفت مرتبه                         در جلوه می‎روی بشوی هشتمین عدد

هر کس که می‎دهد به تو از دور یک سلام                  وقت جواب، مضربی از هشت می‎شود

اینجا فقط توئی و توئی این "توئی" چه خوب!              آنجا منم، منم، منم و این "منم" چه بد!

من قصد کرده‎ام بروم مشهد الرضا                            من قصد کرده‎ام بروم یا علی مدد

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/08/30ساعت 5:14 بعد از ظهر توسط mmk |


از بوذرجمهر حکیم پرسیدند که: کدام عطیه است که از جانب خدا بهترین چیزهاست؟

گفت: خرد طبیعی! ‏

گفتند: اگر آن نباشد؟! گفت: ادب که سیرت‌های نکوهیده و اخلاق و عادات ناپسند او ‏را بپوشاند.‏

گفتند: اگر نباشد؟!‏

گفت: خوی خوش که با خلایق مدارا کند.‏

گفتند: اگر به این صفت نیز متصف نباشد؟!‏

گفت: هیچ‌چیز برای او بهتر از مرگ نیست، چه از وجود او هیچ فایده نه برای خود، نه ‏برای دیگران مترتب نست

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/08/29ساعت 9:25 بعد از ظهر توسط mmk |


از مظلوميت تا غربت راهي نيست; چنانكه مظلوميت مسير هميشگي غربت است ...
آن‏گاه كه قلم برداشتي و خواستي از غربت مولايت‏ بنويسي; اما دريغ از حافظه‌ي تاريك تو و ذهن خاموش قلم!
تو خود خوب مي‏داني كه از چشم‏انتظاري چيزي نفهميدي! تو نه محبي و نه عاشق!
آنگاه كه ادعاي عاشقي كردي و از جمعه‏هايت‏ به سادگي گذشتي!
آنگاه كه سوختي و ناله سردادي و دست‏ به دعا برداشتي، اما نه براي ظهور!
افسوس كه واغربتاي آن‏كس در كار جهان مي‏پيچد كه در اين مصيبت غريبي سهيم نباشد. افسوس كه تو خود غربت را سبب مي‏شوي . از چه دم مي‏زني؟ به كه مي‏گويي؟
آنان كه دم از وفا مي‏زنند وعده را از ياد برده‏اند .
پاي جان به ميان آيد همه خاموشند!
آري شايد هركس را سوداي كاري است!
آنان كه اشتياق صحبت او را مدعي‏اند، به خلوت شبانه بر نمي‏خيزند!
آنان كه (والمسارعين اليه في قضاء حوائجه) را زمزمه مي‏كنند، كجايند هنگام حاجتش؟! پاي بي‏رمق را بهانه مي‏كنند و شانه‏هاي بي تقصير خود را بالا مي‏برند؟!
آنان كه آرزوي (والمستشهدين بين يديه) دارند، جان گرامي را در ترازوهاي رژيم مصرف روزانه خرج مي‏كنند .
آنان كه قانون گمرك و تسهيلات و ترانزيت و ترافيك ماشين و غيره را خوب مي‏دانند، در قانون‏گذاري دل‏هاي پريشان و يخ‏زده‏ي بي انتظار، مهارتي خرج نمي‏كنند!
شاعري كه نظم غزل‏هايش به آهنگ صميمي رفيق دوران كودكي‏اش است، را چه انتظاري است؟ موسيقي‏هايي كه چنگ بر افكار مقدس مي‏زنند و مفهوم زيباي انتظار را مي‏بلعيد! چه مي‏گويي؟!
اكنون دوره‏ي عطر و ادكلن‏هاي آمريكايي است و شميم صبح جمعه از ياد رفته!
دوره‏ي (پارك‏هاي ملاقات) و (سينماهاي شهرت) و (ايستگاه‏هاي غفلت‏) است .
چه كسي در انديشه‏ي ملاقات با اوست؟
اكنون صداي بوق ماشين‏هاي آخرين‏سيستم و آواي موبايل و ژست‏هاي بيگانه آن، صداي پاي انتظار را به گوش كسي نمي‏رساند .
آپارتمان‏ها و برج‏هاي بلند، غروب جمعه را فراموش كرده و تو از غروب آسمان، سرخي را ميداني كه طبق عادت به سياهي مي‏رود!
چيز عجيبي نيست . اينجا، همه در شهر مسلمانان، نقش خوب بودن هم يادشان رفته . مقدسات را بايد در موزه‏ي شهرها ببيني .
فرق دختر و پسر را نمي‏داني .
اماكن مقدسه كم كم به جاي زائران مشتاق، جاي خود را به توريست‏هاي بين المللي خواهد داد ... دلم از اين دنيا گرفته .
حس مي‏كنم قطره اشكي هستم بر روي گونه‏هاي زمين .
دلم عصر جمعه‏اي شده است ...
مردم!
نگاه آسمان را بخوانيد .
غروب جمعه را بفهميد .
چشم‏هايتان را به سرخي‏اش عادت دهيد.
غروب جمعه انعكاس آه دلتنگ زهراست .
فرياد بلندي است در بغض فروخورده‏ي خورشيد .
يادي از دلتنگي‏هاي عاشوراست .
يادگار زماني است كه آسمان فهميد زين پس بايد به انتظار بنشيند . آسماني كه آن ‏روز شاهد فروپاشي زمين بود . شاهد آن نگاهي كه تا ابد روي نوك نيزه‏اي مات ماند! نگاهي كه مي‏گفت:

اين الطالب بدم المقتول بكربلاء
اللهم عجل لوليك الفرج
آمين يا رب‌العالمين

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/08/29ساعت 8:56 بعد از ظهر توسط mmk |


رستني ها كم نيست من و تو كم بوديم
خشك و پژمرده و تا روي زمين خم بوديم
گفتني ها كم نيست من و تو كم گفتيم
مثل هذيان دم مرگ از آغاز چنين درهم و برهم گفتيم
ديدني ها كم نيست من و تو كم ديديم
بي سبب از پاييز جاي ميلاد اقاقي ها را پرسيديم
چيدني ها كم نيست مو تو كم چيديم
وقت گل دادن عشق روي دار قالي
بي سبب حتي پرتاب گل سرخي را ترسيديم
خواندني ها كم نيست من وتو كم خوانديم
من و تو ساده ترين شكل سرودن را
 در معبر باد با دهاني بسته وا مانديم
من و تو كم بوديم من و تو اما
در ميدان ها اينك اندازه ما ميخوانيم

+ نوشته شده در شنبه 1386/08/26ساعت 7:22 بعد از ظهر توسط mmk |


 

کی ببینم چهره زیبای دوست؟کی ببویم لعل شکر خای دوست؟

کی درآویزم به دام زلف یار؟     کی نهم یک لحظه سر بر پای دوست؟

کی برافشانم به روی دوست جان ؟    کی بگیرم زلف مشک آسای دوست؟

این چنین پیدا زما پنهان چراست؟     طلعت خوب جهان آرای دوست؟

همچو چشم دوست بیمارم ، کجاست؟         شکرزان لعل جان افزای دوست؟

در دل تنگم نمی گنجد جهان   خود نگنجد دشمن اندرجای دوست؟

دشمنم گوید که ترک دوست گیر        من به رغم دشمنان جویای دوست ؟

چون "عراقی" واله و شیدا شدی                   دشمن ار دیدی رخ زیبای دوست

+ نوشته شده در جمعه 1386/08/25ساعت 10:52 قبل از ظهر توسط mmk |


 

آیا در این دیار کسی هست که هنوز

از آشنا شدن

با چهره فنا شده ی خویش

وحشت نداشته باشد؟

آیا زمان آن نرسیده ست

که این دریچه باز شود باز باز باز

که آسمان ببارد

و مرد بر جنازه ی مرده ی خویش

زاری کنان نماز گذارد؟

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/08/24ساعت 0:35 قبل از ظهر توسط mmk |


جانا به غريبستان چندين به چه مي ماني

باز آ تو از اين غربت تا چند پريشاني

صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم

يا نامه نمي خواني يا راه نمي داني

گر نامه نمي خواني خود نامه تو را خواند

ور راه نمي داني در پنجه ره داني

باز آ كه در آن محبس قدر تو نداند كس

با سنگدلان منشين چون گوهر اين كاني

اي از دل و جان رسته دست از دل و جان شسته

از دام جهان جسته باز آ كه ز بازاني

هم آبي و هم جويي هم آب همي جويي

هم شير و هم آهويي هم بهتر از ايشاني

چند است ز تو تا جان تو طرفه تري يا جان

آميخته اي با جان يا پرتو جاناني

نور قمري در شب قند و شكري بر لب

يا رب چه كسي يا رب اعجوبه ي رباني

هر دم ز تو زيب و فر از ما دل و جان و سر

بازار چنين خوشتر خوش بدهي و بستاني

از عشق تو جان بردن وز ما چو شكر مردن

زهر از كف تو خوردن سرچشمه ي حيواني

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/08/23ساعت 0:21 قبل از ظهر توسط mmk |


 

 گم شدم در خود نمی دانم کجا پیدا شدم / شبنمی بودم ز دریا غرقه در دریا شدم
سایه ای بودم از اول بر زمین افتاده خوار / راست کان خورشید پیدا گشت ناپیدا شدم
ز آمدن بس بی نشانم و ز شدن بس بی خبر / گوییا یک دم بر آمد کامدم من یا شدم
می مپرس از من سخن ، زیرا که چون پروانه ایی / در فروغ شمع روی دوست نا پروا شدم
در ره عشقش چو دانش باید و بی دانشی / لاجرم در عشق هم نادان و هم دانا شدم
چون همه تن دیده می بایست بود و کور گشت / این عجایب بین که چون بینا و نابینا شدم
خاک بر فرقم اگر یک ذره دارم آگهی / تا کجاست آنجا که من سرگشته دل آنجا شوم
چون دل عطار بیرون دیدم از هر دو جهان
من ز تاثیر ِ دل او بی دل و شیدا شدم

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/08/21ساعت 6:49 قبل از ظهر توسط mmk |


 

صبح بي تو رنگ بعد از ظهر يک آدينه دارد

بي تو حتي مهرباني حالتي از کينه دارد

بي تو مي گويند تعطيل است کار عشقبازي

عشق اما کي خبر از شنبه و آدينه دارد

جغد بر ويرانه مي خواند به انکار تو

اماخاک اين ويرانه ها بويي از آن گنجينه دارد

خواستم از رنجش دوري بگويم يادم آمد

عشق با آزار خويشاوندي ديرينه دارد

روي آنم نيست تا در آرزو دستي برآرماي

خوش آن دستي که رنگ آبرو از پينه دارد

در هواي عاشقان پر مي کشد با بيقراري

آن کبوتر چاهي زخمي که او در سينه دارد

ناگهان قفل بزرگ تيرگي را مي گشايد

آنکه در دستش کليد شهر پر آيينه دارد

+ نوشته شده در شنبه 1386/08/19ساعت 11:21 بعد از ظهر توسط mmk |


 

 

اي غم ، تو که هستي از کجا مي آيي؟
هر دم به هواي دل ما مي آيي

باز آي و قدم به روي چشمم بگذار
چون اشک به چشمم آشنا مي آيي

+ نوشته شده در شنبه 1386/08/19ساعت 10:21 بعد از ظهر توسط mmk |


خدايا! روحم از شدت درد مي‏سوزد، قلبم مي‏جوشد، احساسم شعله مي‏كشد، و بندبند وجودم از شدت درد صيحه مي‏زند، توبه من آرامش بده
خسته ‏ام، دل‏شكسته‏ام، احساس می کنم آن بنده ای نبودم که توانسته باشم رسالت بندگی خودرا انجام دهم
احساس خوبی ندارم زمان گذشته ومن هنوز دروادی اولم
الهی! می بینی و می دانی و برآوردن می توانی.
الهی! عمر برباد کردم و بر تن خود بیداد کردم، گفتی و فرمان نکردم، درماندم و درمان نکردم.
الهی! با غم و حسرتم و بی تو به حیرتم، در زندان محنتم، بسته ی مشیتم.
09133369961


HOME
E-Mail
Night Skin


LinkDump

جواب مسابقات
دوربین
در مورد عکاسی2
عکاس -سلیمی
در مورد عکاسی
دید افزار(دوربین)
فوتو بلاگ
کتاب2
کتاب
ذن عکاسی-جواد منتظری
آرشیو پیوندهای روزانه


Archives

88/08/01 - 88/08/30

88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30
85/09/01 - 85/09/30
85/08/01 - 85/08/30
85/07/01 - 85/07/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
85/03/01 - 85/03/31
85/02/01 - 85/02/31
85/01/01 - 85/01/31
84/12/01 - 84/12/29


Links

راسخون
مسابقه آفتاب حسن
قالب مذهبی
90
سایت یاری
abere piyade
آلاچیق
مسابقه بهترین وبلاگ
ساحل نشین اشک
نسیم قدس
قالبهای وبلاگ جدید جدید
حضرت عبد العزیم
محیط زیست
فرزند کویر
پخش زنده حرم امام حسین علیه السلام
گلهای یورو 2008
اندیشه الهی
دلتنگ کربلا
مذهبی
ورود با کفشهای سیاه ممنوع
کد آهنگ 3
آشیانی از حریر
وبلاگ ادبی
من و دل
اصفهان
پیش بینی لیگ
تصاویر هولناک
نسیم کویر
kode ahangggggggg
تسنیم
درسهایی از قرآن
کد جاوا
مجلس8
سوالات ریاضی
بوشهر
همه چیز
مطالب جالب
برترین کلیپ ها و قالب
قالب وبلاگ جدید
کد آهنگ,قالب وبلاگ
مذهبی
مذهبی2
مسایقه غدیر
ایران تراک
بیمه ایران
دام آوران
قالب وبلاگ2
جن
یا حسین(ع)
تلاوت
راهیان نور
سایت زبو
میلیونر
فلیکر
نسیم رضوان
پارس
راز اشک(نیما)
مداحی 86
افجد
کلبه شعر
استقلال
ناگفته های دل-انتظار
طریق عشق(s-n)
ماه
آموزش ایرانیان
قالبهای وبلاگ
فیلتر شکن
http://ezba.678host.com
clipppp
فیلتر شکن3
برای وبلاگ
کتاب
اشک
هدیه ایران
kodeee java bara weblog
پرداخت قبوض آب برق تلفن و موبایل
ساحل نشین قلب تو
hakkkkkkkkkk
90
گفتمان
کانون وبلاگ نویسان
جشنواره آخرین منجی
تو بگووووووووووووووو
باشگاه سپاهان
سحر
مسابقه شبکه جام جم
کان.ن وبلاگ نویسان مذهبی
ترانه سرا
didane afrad dar yahoo
clipppppppppppppppppppppppppp
clippppppp22222222222222222
آفتاب
درسهایی از قرآن
کلیپپپپپ
کد آهنگ مداحی
بچه های قلم
نیازمندیها
بشارت رضوان
مسابقه قرآنی
بانک رفاه
بسیج صنایع و معادن
سایت عکس
کلیپ و حوادث
ღ♥ღفریاد بی صداღ♥ღ
کلیپ نواااااااااااااا
سایت نفوذ گر
antennnnnnnnn
anten2
clip mazhabi
filter shekan
mahvareeeee
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :